سه‌شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۰ ه‍.ش.

متن کتاب اقدس، بخش اول

کتاب اقدس
 
ص ١
                          فهرست مندرجات
     موضوع                                                             صفحه
   توضيح ناشر                                                                 ٢
    ديباچه                                                                       ٣
    مقدّمه                                                                       ٦
 توصيف کتاب اقدس بقلم حضرت وليّ امراللّه
      ترجمه از (گاد پاسزبای)                                               ٢٣
         کتاب اقدس (صفحات مخصوص ١ تا ١٨٠)
) ملحقاتی بر کتاب اقدس) نازله از قلم اعلی                             ٣٠
  رساله (سؤال وجواب )                                          ٤٢
 جزوه ( تلخيص و تدوين حدود و احکام کتاب اقدس)         ٧٦
  ياد داشت ها و توضيحات                                               ١٠٤
  فهرست کلّی اعلام و مواضيع                                   ٢٤٠
 
ص
٢
                    توضيح ناشر
چنانچه بر کل معلوم است کتاب مستطاب اقدس ساليان متمادی به
صورت نسخ خطّی و چاپی در دسترس ياران بوده است. حال که
ترجمه اين سفر جليل به زبان انگليسی تکميل و با ملحقات و
توضيحات متعدّده منتشر گرديده حسب الامر معهد اعلی کلّيه اين
توضيحات از انگليسی به فارسی ترجمه و با متن کتاب اقدس و
ملحقات در اين مجلّد به طبع رسيده است.
 
ص ٣
                     ديباچه
حضرت وليّ امراللّه در سنه ١٩٥٣ ميلادی تلخيص و تدوين حدود و
احکام کتاب مستطاب اقدس را يکی از اهداف نقشه ده ساله معيّن
فرموده تحقّق آن را شرط لازم برای ترجمه کتاب اقدس به لسان
انگليسی مقرّر داشتند. آن حضرت بنفسه به اين مشروع جليل
اقدام فرمودند ولی قبل از اتمامش صعود مبارک واقع شد .لذا
متعاقباً بر اساس همان تلخيص کار تدوين ادامه يافت و آن جزوه در
سنه ١٩٧٣ طبع و منتشر گرديد. محتويات آن جزوه علاوه بر
تلخيص احکام مبارکه و توضيحات لازمه شامل مجموعه‌ای از آيات
کتاب مستطاب اقدس است که به قلم حضرت وليّ امراللّه ترجمه
گشته و قبلاً در کتب سايره به طبع رسيده است. تدوين و تلخيص
احکام مبارکه در جزوه مذکور بر اساس آيات کتاب مستطاب اقدس
و متمّم آن سفر جليل يعنی رساله (سؤال وجواب) مبتنی می باشد.
در سنه ١٩٨٦ بيت العدل اعظم مقرّر داشتند که ترجمه متن کامل
کتاب اقدس به زبان انگليسی حال ميسّر بلکه ضروری است و تحقّق
اين مشروع را در زمره اهداف نقشه شش ساله (١٩٩٢ - ١٩٨٦)
محسوب داشتند و چون اين سفر جليل به زبان انگليسی ترجمه
گردد متعاقباً به السنه ديگر نيز ترجمه خواهد شد.
 
ص ٤
البتّه نظر به عظمت و اهميت کتاب مستطاب اقدس شايسته است که
آياتش به نحوی عرضه شود که با روانی و سلاست تلاوت گردد و
روح و ريحان بخشد و از پا ورقی‌های معمول در کتب علمی احتراز
شود. وليکن برای مساعدت به خوانندگان که بتوانند به سهولت
سير در متن کتاب نمايند و مطالب متنوّعه‌اش را در يابند ترجمه
انگليسی اين کتاب آسمانی برخلاف نسخه اصلی عربی به فقراتی
تقسيم و اين فقرات شماره بندی گرديده تا هم مراجعه به مطالب و
تهيّه فهارس سهل و آسان شود و هم مراجع فقرات کتاب ، درترجمه
ديگر زبانها که بعداً منتشر می گردد يکسان باشد.
در اين مجلّد بعد از متن کتاب مستطاب اقدس مجموعه مختصری از
آثار قلم اعلی که از ملحقات آن سفر جليل است علاوه شده و
متعاقباً رساله (سؤال و جواب ) درج گرديده است (ترجمه اين رساله
برای اوّلين باربا متن انگليسی کتاب اقدس منتشر گرديده‌است).
طبق بيان حضرت وليّ امراللّه ترجمه انگليسی کتاب اقدس بايد
همراه با حواشی و توضيحات مفصّله باشد. در تهيّه اين توضيحات
سعی گرديده تا نکات مبهمه برای کسانی که به زبان عربی آشنائی
ندارند توضيح داده شود و نيز نکاتی که به علل مختلفه محتاج به
توضيحات مخصوصه باشد تشريح گردد. ولی منظور ازاين
توضيحات منحصراً شرح مطالب لازم و ضروری است نه توضيح و
 
ص ٥
تشريح کامل و جامع آيات اين کتاب مستطاب .
در اين مجلّد مبحث (يادداشتهاوتوضيحات) بعد از جزوه (تلخيص
و تدوين حدود و احکام ) قرار گرفته و مطالب متعاقب يکديگر
شماره گذاری گرديده است و در رأس هر يک از (يادداشتها) قسمتی
از آيات مبارکه کتاب مستطاب اقدس که شماره بندی شده و  مربوط
به آن مطلب است درج گرديده تا مراجعه متقابل بين فقرات کتاب
اقدس و يادداشتها آسان شود و اگر خواننده مايل باشد بتواند بدون
مراجعه به متن کتاب مستقلّاًبه مطالعه متن توضيحات بپردازد.
اميد چنان است که به اين ترتيب احتياجات مختلفه خوانندگان که
اذواق و اميالشان متفاوت است بر آورده شود.
دسترسی به کلّيه مواضيع مندرجه در اين مجلّد از طريق فهرست ميسّر است .
حضرت وليّ امراللّه در کتاب قرن بديع (گادپاسزبای) که حاوی
تاريخ قرن اول بهائی است اهميت و خصوصيات کتاب مستطاب
اقدس و مطالب مندرجه متنوّعه اش را واضحاًمجسّم و توصيف
فرموده‌اند. بيانات مبارکه در اين مورد در فصل مخصوص پس از
)مقدمه) کتاب درج گرديده است. جزوه ( تلخيص و تدوين حدود
و احکام) که در اين مجلّد مجدّداً طبع گرديده وسيله ديگری است
که خواننده را مجملاً از محتويات کتاب اقدس مطّلع می سازد.
 
ص ٦
                   مقدّمه
سنه يک صد و چهل و نه تاريخ بديع مقارن با انقضای يک قرن
کامل از صعود حضرت بهاءاللّه مظهر کلی الهی است که آئين جهان
آرايش به تقدير الهی بايد عالم انسانی را به مرحله بلوغ برساند.
تجليل اين سنه مقدّس توسّط جامعه اهل بهاء که مرکّب از عناصر
متنوّعه نوع بشراست و طيّ يک صد و پنجاه سال حتّی در دورترين
نقاط کره ارض تأسيس گرديده خود مبيّن قوّه وحدت آفرينی است
که ظهور جمال مبين در عالم امکان ايجاد فرموده است. دليل
ديگری که براين قوّه فعّاله شهادت می دهد همانا تحوّلات وسيعه
جهانی در شئون مختلفه عصر کنونی است که حضرت بهاءاللّه قبل از
وقوع آنها را پيش بينی و توصيف فرموده‌اند .چه زمانی مناسبتر از
اين است که در حال حاضر ترجمه موثّق امّ  الکتاب آئين بهائی ،
کتاب مقدّس اقدس که محتوی حدود و احکام الهی برای دور بهائی
است و به اراده الهی لا اقل هزار سال امتداد خواهد يافت، اوّل بار
به زبان انگليسی طبع و نشر شود.
 
ص ٧
کتاب مستطاب اقدس در ميان بيش از صد مجلّد از آثار مبارکه
حضرت بهاءاللّه حايز اهميّتی بی نظير است . دعوی مهيمن و عظيم
حضرت بهاءاللّه تجديد بنای عالم است و کتاب اقدس منشور مدنيّتی
است عالم گير که تأسيسش هدف غائی ظهور آن حضرت محسوب.
آنچه از قلم مبارک در اين کتاب مستطاب نازل گرديده کل بر اساس
شرايع قبل استوار است. چنانکه ميفرمايند : هذا دين اللّه من
قبل و من بعد. لهذا در آئين بهائی مفاهيم قديم با عرفان جديد
ظاهر گشته و احکام اجتماعی طبق مقتضيات اين زمان تغيير يافته
است تا بشر را به سوی مدنيّتی جهانی هدايت نمايد که در عصر
حاضر حتّی اندکی از جلوه و جلالش را تصوّر نتوان نمود.
کتاب مستطاب اقدس حقّانيّت اديان سالفه را تصديق کرده همان
حقايق ابدی لن يتغيّری را از قبيل وحدانيّت الهی ، محبّت به نوع و
اهداف اخلاقی و روحانی حيات عنصری که انبيای اولوالعزم نازل
فرموده‌اند مجدّداً تأييد می نمايد. در عين حال آنچه از احکام و
حدود که در شرايع سابق وضع شده و حال سدّ راه و مانع ايجاد
وحدت عالم انسانی و تجديد بنای جامعهء بشری است از ميان بر می دارد.
شريعت اللّه در اين دور مبارک به حوايج عموم بشر ناظراست. در
کتاب مستطاب اقدس احکامی نازل گرديده که در رتبه اولی خطاب
 
ص ٨
به گروه خاصّی از جامعه بشراست که به آسانی آن احکام را درک
می نمايند. امّا همان احکام در نزد سايرين که در محيط و آفاق
ديگری پرورش يافته‌اند ممکن است در ابتدا مبهم و نا مأنوس به نظر
آيد. مثلاً حکم تحريم اقرار به معاصی در نزد خلق درکش برای
مسيحيان آسان است امّا همين حکم ممکن است موجب تحيّر
ديگران گردد . بسياری از احکام کتاب اقدس با احکام اديان سالفه
ارتباط دارد علی الخصوص با احکام نازله در قرآن مجيد و کتاب
مستطاب بيان يعنی کتب مقدّسه دو ظهور حضرت رسول اکرم و
حضرت اعلی که بلافاصله قبل از آئين بهائی ظاهر شده‌اند. ضمناً
بايد در نظر داشت که هر چند بعضی از احکام کتاب اقدس به گروه
خاصّی توجّه دارد وليکن همين احکام جنبه عمومی نيز دارد.
حضرت بهاءاللّه از طريق احکام مبارکه‌اش متدرّجاً مراتب جديدی از
علم و عمل را مکشوف ساخته اهل عالم را به اطاعت از آن دعوت
می فرمايند. اين احکام به کيفيّتی در قالب کلمات و بيانات الهيّه
گنجانده شده تا ذهن خواننده را به اين اصل مسلّم متوجّه سازد که
مقصد غائی ازاحکام ، در هر موضوعی که باشد، آن است که به
جامعه انسانی آرامش خاطر بخشد و سطح رفتار و سلوک بشر را
ارتقاء دهد و بر عرفان نفوس بيفزايد و هيأت اجتماعيّه را مجتمعاً
و منفرداً به حيات روحانی دلالت نمايد.
 
ص ٩
در سراسر اين سفر جليل موضوع اصلی همانا ارتباط روح انسان با
خدای متعال و تحقّق سرنوشت روحانی هر يک از افراد نوع بشر
است و اين همواره هدف غائی شرايع الهيّه بوده است. چنانکه
حضرت بهاءاللّه می فرمايند قوله الاحلی : لاتحسبنّ انّا نزّلنا
لکم الاحکام بل فتحنا ختم الرّحيق المختوم باصابع
القدرة و الاقتدار . و نيز در بيان عظمت کتاب اقدس
می فرمايند که او است حجّة العظمی للوری و برهان الرّحمن
لمن فی الارضين و السّموات .
هيچ مقدّمه‌ای بر کتاب مستطاب اقدس که آفاق روحانيّه جديده‌ای
را بروجه عالم مکشوف می دارد کافی و وافی نخواهد بود مگر آنکه
خوانندگان را با مراجعی که مصدر تبيين و تشريع اند آشنا سازد.
اين مراجع به تصريح حضرت بهاءاللّه از اجزاء لا ينفکّ نظام مجموعه
احکام نازله محسوب می گردد. پايه و اساس اين نظام مقام و
وظيفه بی مانندی است که حضرت بهاءاللّه در آثار مبارکه و بالاخصّ
در کتاب مستطاب اقدس به فرزند ارشد خويش  حضرت عبدالبهاء
محوّل فرمودند. حضرت عبدالبهاء آن شخصيّت بی نظير وبديل
هم مثل اعلای تعاليم پدر آسمانی و هم مبيّن ملهم و مصون از
خطای آيات نازله و هم مرکز و محور عهد و پيمانی است که
مؤسّس آئين بهائی با پيروان خود بسته است. آن حضرت درطيّ
 
ص ١٠
بيست و نه سال دوره ميثاق گنجينه‌ای گران بها مشحون از تبيين آثار
قلم اعلی به عالم بهائی عطا فرموده و ابواب عديده‌ای از معرفت
آئين و درک مقاصد عاليه حضرت بهاءاللّه بر عالميان گشوده است.
حضرت عبدالبهاء در الواح وصايا خلعت ولايت را به حفيد ارشد
خويش حضرت شوقی افندی عنايت و ايشان را مبيّن مصون از
خطای آثار مبارکه تعيين فرمودند. همچنين الهامات غيبيّه‌ای که در
حق بيت العدل اعظم به اثر قلم اعلی تصريح گشته و آن مؤسّسه را
در تشريع حدوداتی که در کتاب بر حسب ظاهر نازل نشده مختار
ساخته در الواح وصايا تأييد و تأکيد گرديده است. بنابراين
طبق بيان حضرت وليّ امراللّه هم ولايت امراللّه و هم بيت العدل
اعظم را بايد وصيّ منصوص حضرت بهاءاللّه  و حضرت عبدالبهاء
محسوب داشت و اين دو مرجع اعظم در رأس مؤسّسات نظم اداری
قرار گرفته‌اند، نظمی که درکتاب مستطاب اقدس پيش بينی گشته و
اساسش وضع شده و در الواح وصايای حضرت عبدالبهاء تشريح گرديده است.
حضرت وليّ امراللّه طيّ سی و شش سال دوره ولايت به ارتفاع بنيان
محافل روحانيّه منتخبه مبادرت فرمودند و با معاونت اين محافل که
به بيوت عدل در کتاب اقدس تسميه شده و هنوز در مرحله جنينی
می باشند با روشی منظّم و مرتّب به اجرای فرمان تبليغی
 
ص ١١
حضرت عبدالبهاء که برای اشاعه امر الهی در سراسر عالم طرح
گرديده بود مباشرت نمودند و بر اساس آن مؤسّسات قويّ البنيان
تشکيلات امريّه سلسله مراحلی را که از لوازم ضروريّه انتخاب
بيت العدل اعظم بود تدارک فرمودند. بيت العدل اعظم که در سال
 ١٩٦٣تأسيس گرديد اعضايش با اکثريّت آراء سرّی بهائيان ذی رأی
در سراسر عالم در انتخاباتی که در سه مرحله صورت ميگيرد
انتخاب می گردند. آيات باهرات حضرت بهاءاللّه وتبيينات و
توضيحات مرکز ميثاق و وليّ امراللّه  کل مجموعاًمرجع واجب
الاطاعه و اسّ اساس بيت العدل اعظم است.
اگر با نظری دقيق در حدود و احکام الهيّه  بنگريم سه جنبه رادر
آن مشهود می بينيم. يکی مختصّ است به رابطه افراد با خدای
متعال ،ديگری مربوط است به امور جسمانی و روحانی که مستقيماً
نفعش به افراد راجع ، و بالاخره آنچه به رابطه بين افراد و بين جامعه
و افراد تعلّق دارد. احکام را عموماً ميتوان تحت عناوين ذيل طبقه
بندی کرد : صلات و صوم ، احوال شخصيّه مربوط به ازدواج ، طلاق
وارث و يک دسته از احکام ديگر مشتمل بر اوامر و نواهی و
خطابات نصحيّه و بالاخره آنچه که ناسخ بعضی از شرايع قبل است.
از خواصّ ممتازه احکام کتاب اقدس ايجاز آنها است. احکام نازله
در کتاب اقدس هسته مرکزی قوانين متنوّعه وسيعه‌ای است که در
 
ص ١٢
قرون آتيه به منصّه ظهور خواهد رسيد .بسط اصول و تفصيل
متفرّعاتش بنا به اختياراتی که حضرت بهاءاللّه به بيت العدل اعظم
تفويض فرموده‌اند به آن هيأت راجع است. حضرت عبدالبهاء در
توضيح اين مقام چنين می فرمايند:
مسائل کلّيه که اساس شريعت اللّه است منصوص است
ولی متفرّعات راجع به بيت العدل و حکمت اين است که
زمان بر يک منوال نماند تغيّر و تبدّل از خصايص و
لوازم امکان و زمان و مکان است لهذا بيت العدل به
مقتضای اين مجری می نمايد...
باری مقصود و حکمت ارجاع احکام مدنيّه به بيت
العدل اين است و در شريعت فرقان نيز جميع احکام
منصوص نبود بلکه عشر عشر معشار منصوص نه اگر چه
کلّيه مسائل مهمّه مذکور ولی البتّه يک کرور احکام غير
مذکور بود بعد علماء به قواعد اصول استنباط نمودند و
در آن شرايع اوليّه افراد علماء استنباطهای مختلف
می نمودند و مجری ميشد حال استنباط به هيأت
بيت العدل است و استنباط و استخراج افراد علماء را
حکمی نه مگر آنکه در تحت تصديق بيت عدل درآيد
و فرق همين است که از استنباط و تصديق هيأت
 
ص ١٣
بيت عدل که اعضايش منتخب و مسلّم عموم ملت است
اختلاف حاصل نمی گردد ولی از استنباط افراد علماء
حکماً اختلاف حاصل شود و باعث تفريق و تشتيت و
تبعيض گردد و وحدت کلمه بر هم خورد و اتّحاد دين
اللّه مضمحل شود و بنيان شريعت اللّه متزلزل گردد.
بيت العدل اعظم به نصّ صريح مختار است که با تغيير مقتضيات
زمان احکام و قوانينی را که خود وضع نموده نسخ نمايد يا تغيير
دهد ولی هرگز نمی تواند احکام منصوصه را نسخ و يا تعديل
نمايد. به اين نحو امر ضروری انعطاف و عدم تصلّب و انجماد در
شريعت اللّه تحقّق می يابد.
بعضی از احکام کتاب مستطاب اقدس مخصوص جامعه‌ای نازل شده
که مقدّر است به مرور زمان به وجود آيد . حضرت بهاءاللّه  درباره
اجرای تدريجی احکام کتاب چنين می فرمايند:
اوامر الهيّه به منزله بحر است و ناس به منزله حيتان لو
هم يعرفون ولکن به حکمت بايد عمل نمود... اکثری
ضعيفند و از مقصود اوليّه بعيد. بايد در جميع احوال
حکمت را ملاحظه نمود تا امری احداث نشود که سبب
ضوضاء و نفاق و نهاق نفوس غافله گردد قد سبقت
رحمته العالم و فضله احاط العالمين بايد به کمال محبّت
 
ص ١٤
و بردباری ناس را به بحر معانی متذکّر نمود. کتاب
اقدس بنفسه شاهد و گواه است بر رحمت الهيّه.
در توقيعی که حسب الامر حضرت وليّ امراللّه خطاب به يکی از
محافل ملّيه در سنه ١٩٣٥ صادر گرديده درباره اصولی که مربوط به
اجرای تدريجی احکام است چنين می فرمايند :
احکامی را که حضرت بهاءاللّه در کتاب اقدس نازل
فرموده اند، در صورتی که اجرايش ممکن و مستقيماً با
قوانين مدنی مملکت مغاير نباشد ، بر همه ياران الهی و
تشکيلات بهائی در شرق و غرب عالم فرض و واجب
است ... اجرای بعضی از احکام بر قاطبه ياران در
سراسر جهان هم اکنون لازم و ضروری است . بعضی
ديگر از احکام برای زمانی نازل گرديده که به تقدير
الهی بايد جامعه بشری به وضع ديگری از ميان هرج و
مرج کنونی عالم ظاهر و پديدار شود ... تشريع آنچه
در کتاب اقدس نازل نشده و همچنين تفاصيل ثانويّه و
متفرّعات مربوط به اجرای احکام نازله از قلم اعلی کل
به بيت العدل اعظم محوّل گرديده است. اين هيأت
مختار است که بر احکام نازله از قلم اعلی ملحقاتی
بيفزايد ولی مختار نيست که احکام نازله را هرگز ملغی
 
ص ١٥
سازد و يا در آن ادنی تعديلی روا دارد. همچنين وليّ
امراللّه هرگز مجاز نيست که از قاطعيّت حدود و احکام
کتاب مستطاب اقدس بکاهد، تاچه رسد به اينکه آن
را منسوخ سازد.(ترجمه)
انتشار ترجمه کتاب مستطاب اقدس به انگليسی بر تعداد احکامی
که در حال حاضر برای بهائيان مغرب زمين واجب الاجراء است
نمی افزايد ولی چون وقتش فرا رسد، به اطّلاع جامعه بهائی خواهد
رسيد که چه حکم ديگری اجرايش واجب است و در آن زمان
هدايت لازمه و تشريعات متمّمه به کل ابلاغ خواهد شد.
احکام کتاب مستطاب اقدس به طور کلّی به ايجاز نازل گرديده
است. نمونه‌ای از اين ايجاز را ميتوان در احکامی مشاهده کرد که
به صيغه مذکر نازل شده است. اما از تبيينات حضرت وليّ امراللّه
چنين بر می آيد که هر حکمی خطاب به مردان که به حقوق و
اختيارات زنان مربوط باشد همان حکم را متقابلاً ميتوان با اجرای
تغييرات و تعديلات ضروری درباره زن نسبت به مرد نيز منظور
داشت ، مگر اينکه محتوای حکم تحقّق اين امر را غير ممکن سازد.
مثلاً در کتاب مستطاب اقدس ازدواج پسر با زن پدرش تحريم
گرديده . حسب الاشاره حضرت وليّ امراللّه ازدواج دختر با شوهر
مادرش نيز به همين قياس حرام است . نتائجی که بر اين مطلب
 
ص ١٦
مترتّب می گردد در پرتو اصل مسلّم تساوی رجال و نساء تأثيرات
کلّيه در بر دارد و در مطالعه کتاب مستطاب اقدس بايد همواره مورد
نظر باشد. از مقتضيات بديهيّه طبيعت است که مرد و زن از حيث
بعضی از خصوصيات با يکديگر متفاوتند و اين تفاوتهای طبيعی
است که زن و مرد را در بعضی از شئون حيات اجتماعی مکمّل
يکديگر ساخته است. ملاحظه فرمائيد که در اين مقام بيان
حضرت عبدالبهاء چه قدر اهميت دارد،می فرمايند:
در اين عصر الهی ... مساوات رجال و نساء جز در
مواقع جزئی از جميع جهات اعلان گرديد.
قبلاً اشاره گرديد که بين کتاب مستطاب اقدس و کتب مقدّسه اديان
سابقه روابط نزديکی وجود دارد ، مخصوصاً با کتاب مبارک بيان که
حاوی احکام حضرت اعلی است اين رابطه نزديک موجود و مشهود
است و اين مطلب در منتخباتی از توقيعات مبارکه که حسب الامر
حضرت وليّ امراللّه صادر گرديده توضيح داده شده چنانچه می فرمايند:
آئين مقدّس بهائی يک واحد جامع و کاملی است که امر
حضرت اعلی را نيز در بر دارد و اين نکته‌ای است که
بايد مورد تأکيد قرار گيرد ... امر حضرت اعلی را
نبايد از امر حضرت بهاءاللّه منفصل شمرد . هرچند
 
ص ١٧
اوامر منصوصه کتاب مبارک بيان منسوخ و احکام کتاب
مستطاب اقدس به جای آن  وضع  گرديده ، ولی  چون
حضرت اعلی خود را مبشّر ظهور حضرت بهاءاللّه اعلان
فرمودند ، اهل بهاء دور حضرت اعلی و دور جمال ابهی
را معاً ماهيّتی واحد محسوب می دارند، يعنی ظهور اول
را مقدّمه ظهور ثانی ميدانند.
حضرت اعلی می فرمايند که احکام دور بيان معلّق و
مشروط به قبول مظهر بعد است. از اين جهت  حضرت
بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس بعضی از احکام بيان را
تصويب، بعضی را تعديل و بسياری را رد فرمودند .
)ترجمه)
همان طور که کتاب مبارک بيان در اواسط ظهور حضرت اعلی نازل
گشت، کتاب مستطاب اقدس نيز در حدود سنه ١٨٧٣ ، يعنی بيست
سال بعد از اظهار امر خفی که در سياه چال طهران واقع شد،
از قلم اعلی عزّ نزول يافت. حضرت بهاءاللّه در لوحی می فرمايند
که کتاب اقدس حتّی بعد از نزول تا مدّتی به ياران ايران ارسال
نگرديد. حضرت وليّ امراللّه در مورد الواح نازله بعد از
کتاب اقدس چنين می فرمايند:
پس از تدوين حدود و احکام مهمّه دور بهائی در کتاب
 
ص ١٨
مستطاب اقدس حضرت بهاءاللّه آثار مبارکه ديگری را
تا اواخر ايّام نازل فرمودند که در آن صحائف مقدّسه
بعضی از اوامر و اصول اساسيّه شريعت اللّه را اعلان و
برخی از حقايق نازله از قلم اعلی را تأييد و تأکيد و
پاره‌ای از حدود و احکام صادره را توضيح وتفصيل و
بشارات و انذارات ديگری را بيان و اوامر فرعيّه مکمّل
احکام کتاب اقدس را وضع و تشريع فرمودند و جميع
اين مطالب در الواح بی شماری که تا آخرين ايّام حيات
عنصری مبارکش نازل گشته مذکور و مسطور است .
)ترجمه)
از جمله اين آثار مبارکه رساله (سؤال و جواب) است که جناب
زين المقرّبين که در ميان کاتبين آثار حضرت بهاءاللّه مقامی والا
دارد جمع آوری نموده. اين رساله حاوی جوابهائی است که حضرت
بهاءاللّه به سؤالات احبّاء عنايت فرموده‌اند و مجموعه گران قدری
است که متمّم کتاب اقدس محسوب ميگردد. الواح مهمّه
ديگر که ذکر آنها در بيان مبارک حضرت وليّ امراللّه آمده الواحی
هستند که ترجمه آنها در سنه ١٩٧٨ در مجموعه(الواح جمال اقدس
ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده) طبع و نشر گرديده است.
حضرت بهاءاللّه چند سنه پس از نزول کتاب مستطاب اقدس نسخی
 
ص ١٩
از آن را برای احبّای ايران ارسال و در اواخر ايّام مبارک يعنی
سنه ١٣٠٨ (١٨٩١ - ١٨٩٠) امر فرمودند که نصّ آن کتاب مبارک
در بمبئی به طبع رسد.
امّا راجع به اسلوب ترجمه کتاب مستطاب اقدس به انگليسی ذکر
نکاتی  چند لازم است . جمال اقدس ابهی به لسان عربی تسلّط
کامل داشتند و به اقتضای مقام هر وقت لازم می‌آمد که معنی دقيق
مطلبی در الواح و آثار بيان گردد، ترجيح می دادند که آيات به لسان
عربی نازل گردد. گذشته از اختيار زبان عربی ، آيات کتاب
مستطاب اقدس به سبکی مهيّج و منيع و مهيمن نازل گرديده و اين
کيفيّت را مخصوصاً نفوسی که به ادبيّات لغت فصحی آشنائی دارند
بهتر ادراک می نمايند. حضرت وليّ امراللّه در ترجمه آثار به اين
مسئله اساسی توجّه مخصوص فرمودند که در زبان انگليسی اسلوبی
را اتّخاذ فرمايند که هم معنای بيانات مبارکه را دقيقاً برساند و هم
در خواننده حالت توجّهی را بوجود آورد که معمولاً از تلاوت آيات
اصليه حاصل ميگردد. لذا در اين مقام شيوه کلامی را اختيار
فرمودند که حاکی از اسلوبی است که در قرن هفدهم ميلادی در
ترجمه کتاب مقدّس به کار رفته است. اين اسلوب علوّ سياق آثار
جمال اقدس ابهی به زبان عربی را حفظ می کند و در عين حال
برای خوانندگان معاصر قابل درک است . علاوه بر اين، احاطه
 
ص ٢٠
کامله ملهمه حضرت وليّ امراللّه در فهم معانی و مقاصد حقيقی
نصوص مبارکه در ترجمه های حضرتش پرتو افکنده است.
گر چه زبانهای عربی و انگليسی از لحاظ لغوی هر دو وسيع و قادر
به اداء مطالب به صور متنوّعه‌اند ولی اصولاً ترکيب و بنای دو زبان
با يکديگر اختلاف فاحش دارد. لحن آيات کتاب مستطاب اقدس
به لسان عربی مبتنی بر بيان جوهر کلام در نهايت ايجاز است.از
خصوصيات اين طرز بيان آنکه امور بديهيّه به تلويح ذکرمی‌گردد نه
به تصريح و چنين شيوه‌ای برای خوانندگانی که سابقه فرهنگی و
دينی و ادبيشان متفاوت است مشکلاتی ايجاد می نمايد. ترجمه
تحت اللّفظی فقره‌ای که در عربی واضح است در انگليسی ممکن
است مبهم باشد. بنابراين در اين گونه موارد لازم است که
آنچه در اصل  عربی مستتر است در ترجمه انگليسی تصريح شود.
در عين حال بايد مراقب بود که استنباطات زائده به اصل مطلب
اضافه نشود و بسط معانی محدود نگردد. يکی از مسائل مهمّه ای
که مترجمين با آن مواجه بوده‌اند و آنان را مجبور می ساخت که در
ترجمه بعضی از عبارات مکرّراً  تجديد نظر نمايند اين بود که بين
زيبائی کلام و وضوح بيان از يک طرف و مطابقت معانی الفاظ با
اصل از طرف ديگر توازنی ايجاد گردد. مسئله مهمّ ديگر آنکه
مفاهيم حقوقی و شرعی بعضی از اصطلاحات عربی موارد استعمال
 
ص ٢١
متعدّدی دارد که با اصطلاحات مشابهش در زبان انگليسی متفاوت است.
مسلّم است که ترجمه کتب و آثار مقدّسه مراقبت خاص لازم دارد و
بايد کاملاً با اصل مطابق باشد. اين امر به خصوص در مورد
کتاب احکام اهميت تامّ دارد که مبادا خواننده را از حقيقت مطلب
منحرف سازد ويا به مجادلات بی ثمر مشغول دارد. به نحوی که
پيش بينی ميشد ترجمه کتاب مستطاب اقدس کاری بسيار مشکل
بود و مستلزم آن گرديد که با افراد متبحّر و خبره در بلاد عالم
مشورت شود. چون تقريباً يک ثلث را حضرت وليّ امراللّه
ترجمه فرموده بودند، لازم بود که حتّی المقدور بقيه کتاب با رعايت
اين موازين سه گانه ترجمه گردد، يعنی صحّت معنی، زيبائی کلام و
هم آهنگی با اسلوب ترجمه حضرت وليّ امراللّه.
ميتوان گفت که ترجمه اين سفر جليل از لحاظ تطابق با اصل
فی الجمله به مرحله‌ای رسيده که حال قابل انتشار است. معذلک
شبهه ای نيست که اين ترجمه موجب عرضه سؤالات و پيشنهاد هائی
خواهد شد که محتملاً مطالب مندرجه در آن را روشنتر خواهد
ساخت. برای امور ترجمه و مقابله و تصحيح و تهيّه توضيحات و
يادداشتها لجنه هائی انتخاب گرديد و اين هيأت از مجهودات و دقّت
کامل اعضای منتخبه در انجام وظايف محوّله اظهار امتنان فراوان
 
ص ٢٢
می نمايد ومطمئن است که خوانندگان از قرائت اين اولين ترجمه
مصوّبه کتاب مستطاب اقدس به زبان انگليسی لا اقل تا حدّی
محدود به جلال و عظمت امّ الکتاب دور بهائی وقوف خواهند يافت.
جهانی که در آنيم به تاريکترين مرحله از تحوّلات اين عصر رسيده
که از نظر تغييرات اساسی در تاريخ پر آشوب خود بی سابقه است.
اهل عالم از هر نژاد و ملّت ودين با اين فرصت خطير مواجه
گشته اند که از تعلّقات ملّی و تباينات قومی که بين آنان جدائی
افکنده قدم فراتر نهند و در ظلّ وحدت عالم انسانی در آيند وکره
ارض را وطنی واحد شمارند. حضرت بهاءاللّه می فرمايند:
اصلاح عالم و راحت امم . . . ظاهر نشود مگر به
اتّحاد و اتّفاق . اميد است که انتشار ترجمه کتاب مستطاب
اقدس در تحقّق اين مقصد جليل و وسيع النّطاق حرکتی تازه بخشد
وابواب جديدی را برای احيای عموم اهل عالم بگشايد.
                                 بيت العدل اعظم
 
ص
٢٣
             توصيف کتاب اقدس به قلم حضرت وليّ امراللّه
                   ترجمه از (گاد پاسزبای)
اعلان امر مبارک هر چند بديع و محيّرالعقول بود  ولی فی الواقع
طليعه قوّه خلّاقه شديدتری بود که شارع اين آئين نازنين با نزول
کتاب اقدس در نهايت قدرت ظاهر فرمود و آن کتاب مستطاب
فی الحقيقه اهمّ اثر قلم اعلی  در ايّام اشراق نيّر آفاق محسوب
می گردد.  کتاب مستطاب اقدس يعنی اعظم مخزن  حدود و احکام
دوربهائی راميتوان ابهی تجلّی از هويّت جمال قدم ونيز امّ الکتاب
اين دور افخم  و منشور نظم اعظم شمرد و به آن سفر جليل در
کتاب ايقان اشارت رفته و اشعيای نبی به آن بشارت داده و در
مکاشفات يوحنّا به اوصاف سماء جديد  و ارض  جديد  و
هيکل ربّ و مدينه مقدّسه  و عروس  و اورشليم
جديد النّازل من السّمآء  موصوف  گشته . شرايع و احکامش
لااقل يک هزار سال ثابت ولن يتغيّر ماند و نطاق نظم بديعش جميع
عالم را فرا گيرد.
پس از ورود حضرت بهاءاللّه به بيت  عودی  خمّار ديری نگذشت که
کتاب مستطاب اقدس نازل گشت ( در حدود سنه ١٨٧٣ ميلادی ) و
 
ص ٢٤
اين مقارن با ايّامی بود که وجود مبارکش ازدست دشمنان و مدّعيان
ايمان به مصائب بی منتهی محاط و گرفتار بود.  کتاب اقدس مخزن
لآلی  ثمينه ظهور آن حضرت است که از لحاظ  وضع اصول و مبادی
الهيّه و تأسيس مؤسّسات اداری و تعيين  وظائف و تفويض اختيارات
مختصّه به جانشين شارع امر مبين در بين  صحف سماويّه بی مثيل و
عديل است زيرا نه در عهد عتيق و نه در ساير کتب  مقدّسه سالفه
هرگز اوامر و دستورات مدوّنه عيناً به نحوی  که نفس شارع بيان
فرموده مسطور نيست . همچنين در انجيل کلمات و بيانات  معدودی
که به حضرت مسيح نسبت  داده شده فاقد دستورات و هدايت  صريح
در باره اداره امور آتيهء آن ديانت است و حتّی در قرآن با اينکه
حضرت رسول اکرم احکام و اوامر را در نهايت صراحت تشريع
فرموده اند ، امر خلافت و وصايت در آن مسکوت مانده است ،امّا
کتاب مستطاب اقدس که من البدو الی الختم از قلم شارع مقدّس
اين دور اعظم نازل  گشته هم مخزن حدود و احکامی است که بايد
برای نسلهای آتيه باقی ماند ونظم جهان آرايش برآن اساس استوار
شود و هم وظيفه تبيين آيات را به مرکز عهد محوّل فرموده و
مؤسّسات ضروريّه ای را که يگانه ضامن اصالت و  کافل  وحدت
اصليّه امر الهی است مقرّر ومعيّن نموده است.
صاحب و مُنزل اين  منشور مدنيّت آينده عالم که به اوصاف والقاب
 
ص ٢٥
داور کردگار وشارع احکام ربّ مختار و مُنجی اعظم و مؤلّف قلوب
بنی آدم موصوف است در اين کتاب به سلاطين عالم شرع انور و
ناموس اکبر راابلاغ فرموده،آنان رامملوک وخود راملک الملوک
می خواند وتصريح ميفرمايد که ابداًاراده تسخير ممالکشان را
ندارد و منحصراً تصرّف مداين قلوب را حقّ  خويش می داند ونيز
علماء و رؤسای اديان را تحذير ميفرمايد که کتاب اللّه رابااصول
و موازين مصطلحه بين النّاس قياس ننمايند بلکه آن را قسطاس
الحقّ بين الخلق شمرند.  در اين  سفر کريم  صريحاً مؤسّسه
بيت العدل را تأسيس و وظائف مخصوصه اش را تعيين و وارداتش را
مشخّص و اعضايش را به رجال العدل و وکلاء اللّه وامناء الرّحمن
تسميه و مرکز عهد و پيمان خويش را بالاشاره تعيين و حقّ تبيين
آيات را به او تفويض و ولايت امر را تلويحاًپيش بينی می فرمايندو
بر صولت نظم بديع  جهان آرايش شهادت داده، مقام عظيم عصمت
کبری  را توضيح فرموده و آن را مختصّ به مظهر ظهور و موهبت ذاتی
خويش دانسته و ظهور مظهر امر جديدی را قبل از اتمام حدّ اقل
هزارسال ممتنع ومحال می شمارند .
حضرت بهاءاللّه در کتاب اقدس  حکم صلات را نازل و ميقات و
مدّت صوم را تعيين و حکم نماز جماعت را جز در صلات ميّت
مرتفع، قبله اهل بهاء را تثبيت و حقوق اللّه را تنصيص و احکام ارث
 
ص ٢٦
را تشريع و مؤسّسه مشرق الاذکار را تأسيس و ضيافات نوزده روزه و
اعياد بهائی و ايّام هاء را مقرّر می فرمايند. بساط روحانيّون را
منطوی و برده فروشی را تحريم و رياضت و تکدّی  و رهبانيّت و رسم
توبه و اقرار به معاصی و ارتقاء بر منابر و تقبيل ايادی رانهی
می فرمايند . توحيد زوجه را مقرّر و ظلم بر حيوان و کسالت  و
بطالت و افتراء و غيبت را مردود و طلاق را مبغوض وقمار وشرب
افيون و مسکرات را حرام و حدود مجازات قتل و زنا و سرقت  و
حرق عمدی بيت را معيّن ميفرمايند. اهميت امر ازدواج را تأييد
وشرايط لازمه اش را وضع می کنند. اشتغال به صنعت واقتراف را
واجب و آن را نفس  عبادت محسوب می دارند. لزوم تدارک وسايل
و وسايط تعليم وتربيت اطفال را تصريح وهر فردی را در تنظيم
وصيّت نامه و اطاعت محضه از حکومت متبوعه مکلّف ميسازند.
غيرازاين فرايض مذکوره حضرت بهاءاللّه به پيروان خويش نصيحت
می فرمايند که بااهل جميع اديان من دون استثناء به روح وريحان
معاشر گردند وانذار می فرمايند که از تعصّب و حميّت جاهليّه و
نزاع و جدال و فساد و غرور و استکبار دور و بر کنار باشند . به
نظافت و لطافت و صداقت و امانت و عفّت و عصمت تمسّک جويند
و به مهمان نوازی و وفا و ادب و مدارا و عدل وانصاف متشبّث
گردند و به مصداق  کونوا کالاصابع فی اليد و الارکان للبدن
 
ص ٢٧
رفتار نمايند. برخدمت امراللّه قيام نمايند وبه تأييدات محتومه
الهيّه مطمئن و مستظهر باشند. به علاوه حضرت بهاءاللّه  زوال
شئونات فانيه عالم بشری را تذکّر داده و حرّيت حقيقی انسان را در
اتّباع اوامرش دانسته انذار می فرمايند که در اجرای حدود و احکام
الهيّه آنان را رأفت اخذ ننمايد و دو فريضه لا يتجزّی يعنی عرفان
مطلع امر و اتّباع جميع اوامر نازله‌اش را واجب ساخته و می فرمايند
که لن يقبل احد هما دون الاخر.
مطالب مهمّه ديگر در اين سفر جليل دعوت رؤسای جمهور قارّه
امريکااست که يوم اللّه را مغتنم شمارند وهيکل ملک را به طراز
عدل مزيّن دارند و اعضاء مجالس شور در سراسر عالم را مأمور
می فرمايند که يک لسان عمومی وهمچنين يک خطّ  را اختيار کنند.
ويلهلم اول را که برناپليون سوم غالب گرديد تحذيروفرانسواژوزف
امپراطور اطريش را توبيخ می فرمايند و در طيّ صدور انذارات
شديده به شواطی نهر رين، به حنين برلين اشاره می فرمايند و
استقرار کرسی ظلم درمدينه کبيره را مذموم وفنای زينت ظاهره و
محن وبلايائی که سکّان آن ارض را احاطه  خواهد کرد اخبار
می نمايند وارض طاء موطن جمال قدم را به بشارت  روح  بخش  و
تسليت آميز قد  جعلک  اللّه مطلع  فرح العالمين  مطمئن
می سازند و صوت رجال خراسان را که در تهليل و تسبيح  غنيّ
 
ص ٢٨
متعال مرتفع خواهد شد وظهوراصحاب (بأس شديد) را در ارض
کرمان که به ذکرخداوند رحمن قيام خواهند نمود وعده می فرمايند.
برادر عهد شکن بی وفائی را که چنان غم واندوهی بر قلب
حضرتش وارد آورده به صرف فضل وعطا مطمئن می سازند که فقط
اگر تائب شود خداوند غفور و کريم ازاعمال سيّئهاو درگذرد.
جميع اين مطالب بر زينت وکمال مندرجات کتاب مقدّسی که‌ازقلم
شارع عظيم به القاب فخيمه  فرات الرّحمة  و قسطاس
الهدی  و   صراط الاقوم  و محيی العالم  ملقّب و موصوف
گرديده افزايش می بخشد.
علاوه براين جمال قدم احکام و حدود الهيّه را که مشتمل بر
قسمت اعظم اين کتاب مبين است تصريحاً به روح الحيوان لمن
فی الامکان  و  حصن  حصين  و  اثمار الشّجره   و
السّبب الاعظم لنظم العالم و حفظ الامم  و  مصباح
الحکمة و الفلاح   و  عرف قميص  و  مفاتيح
رحمت برای عباد تعبير وتوصيف فرموده‌اند. ونيز در شأن اين
صحيفه  عليا می فرمايند: قل انّ الکتاب هو سمآء قد زيّنّاها
بانجم الاوامر و النّواهی و همچنين : طوبی لمن يقرئه و
يتفکّر فيما نزّل فيه من آيات اللّه المقتدر العزيز المختار
قل يا قوم خذوه بيد التّسليم  ...  لعمری قد نزّل علی
 
ص ٢٩
شأن يتحيّر منه العقول  والافکار انّه لحجّة العظمی
للوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضين و السّموات
و نيز می فرمايند: طوبی لذائقة يجد حلاوتهاولذی بصرٍ
يعرف ما فيها و لذی قلبٍ يطّلع برموزها و اسرارها
تاللّه يرتعد ظهر الکلام من عظمة مانزّل والاشارات
المقنّعة لشدّة ظهورها  و نيز : کتاب اقدس به شأنی
نازل شده که جاذب و جامع جميع شرايع الهيّه است
طوبی للقارئين طوبی للعارفين طوبی للمتفکّرين طوبی
للمتفرّسين وبه انبساطی نازل شده که کل را قبل از
اقبال احاطه فرموده سوف يظهر فی الارض سلطانه و
نفوذه و اقتداره.

   کتاب اقدس
              بسمه الحاکم علی ما کان و ما يکون
 
ص ١
        انّ اوّل ما کتب اللّه علی العباد عرفان
        مشرق وحيه و مطلع امره الّذی کان
        مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من
        فاز به قد فاز بکلّ الخير و الّذی منع
 
ص ٢
        انّه من اهل الضّلال ولو يأتی بکلّ
        الاعمال * اذا فزتم بهذا المقام الاسنی
        و الافق الاعلی ينبغی لکلّ نفس ان
        يتّبع ما امر به من لدی المقصود لانّهما
        معاً لا يقبل احدهما دون الاخر هذا
        ما حکم به مطلع الالهام * انّ الّذين
        اوتوا بصآئر من اللّه يرون حدود اللّه
        السّبب الاعظم لنظم العالم و حفظ
        الامم و الّذی غفل انّه من همج
 
ص ٣
       رعاع * انّا امرناکم بکسر حدودات
       النّفس و الهوی لا ما رقم من القلم الاعلی
       انّه لروح الحيوان لمن فی الامکان * قد
       ماجت بحور الحکمة و البيان بما
       هاجت نسمة الرّحمن اغتنموا يا اولی
       الالباب * انّ الّذين نکثوا عهد اللّه
       فی اوامره و نکصوا علی اعقابهم اولئک
       من اهل الضّلال لدی الغنيّ
       المتعال * (٣) يا ملأ الأرض اعلموا انّ
 
ص ٤
      اوامری سرج عنايتی بين عبادی
      و مفاتيح رحمتی لبريّتی کذلک نزّل
      الامر من سماء مشيّة ربّکم مالک
      الاديان * لو يجد احد حلاوة البيان
      الّذی ظهر من فم مشيّة الرّحمن
      لينفق ما عنده ولو يکون خزآئن الارض
      کلّها ليثبت امراً من اوامره المشرقة
      من افق العناية و الالطاف * (٤) قل من
      حدودی يمرّ عرف قميصی و بها تنصب
 
ص ٥
      اعلام النّصر علی القنن و الاتلال *
      قد تکلّم لسان قدرتی فی جبروت
      عظمتی مخاطباً لبريّتی ان اعملوا
      حدودی حبّاً لجمالی طوبی لحبيب
      وجد عرف المحبوب من هذه الکلمة
      الّتی فاحت منها نفحات الفضل علی
      شأن لا توصف بالاذکار * لعمری
      من شرب رحيق الانصاف من ايادی
      الالطاف انّه يطوف حول اوامری
 
ص ٦
      المشرقة من افق الابداع * (٥) لا تحسبنّ
      انّا نزّلنا لکم الاحکام بل فتحنا ختم
      الرّحيق المختوم باصابع القدرة
      و الاقتدار يشهد بذلک ما نزّل من
      قلم الوحی تفکّروا يا اولی الافکار * (٦)
      قد کتب عليکم الصّلوة تسع رکعات
      للّه منزل الايات حين الزّوال و فی
      البکور و الاصال * و عفونا عدّة اخری
      امراً فی کتاب اللّه انّه لهو الامر المقتدر
 
ص ٧
      المختار * و اذا اردتم الصّلوة ولّوا
      وجوهکم شطری الاقدس المقام
      المقدّس الّذی جعله اللّه مطاف
      الملأ الاعلی و مقبل اهل مدآئن
      البقآء و مصدر الامر لمن فی الارضين
      و السّموات * و عند غروب شمس
      الحقيقة و التّبيان المقرّ الّذی قدّرناه لکم
      انّه لهو العزيز العلّام * (٧) کلّ شیء
      تحقّق بامره المبرم اذا اشرقت من
 
ص ٨
      افق البيان شمس الاحکام لکلّ ان
      يتّبعوها ولو بامر تنفطر عنه سموات
      افئدة الاديان * انّه يفعل ما يشآء
      و لا يسئل عمّا شآء و ما حکم به
      المحبوب انّه لمحبوب و مالک الاختراع *
      انّ الّذی وجد عرف الرّحمن و عرف
      مطلع هذا البيان انّه يستقبل بعينيه
      السّهام لاثبات الاحکام بين الانام
      طوبی لمن اقبل و فاز بفصل
 
ص ٩
      الخطاب * (٨) قد فصّلنا الصّلوة فی
      ورقة اخری طوبی لمن عمل بما امر
      به من لدن مالک الرّقاب * قد
      نزّلت فی صلوة الميّت ستّ تکبيرات
      من اللّه منزل الايات * و الّذی عنده
      علم القرآئة له ان يقرء ما نزّل قبلها
      و الّا عفا اللّه عنه انّه لهو العزيز
      الغفّار * (٩) لا يبطل الشّعر صلوتکم
      و لا ما منع عن الرّوح مثل العظام
 
ص ١٠
      و غيرها البسوا السّمّور کما تلبسون الخزّ
      و السّنجاب و ما دونهما انّه ما نهی فی
      الفرقان ولکن اشتبه علی العلمآء انّه
      هو العزيز العلّام * (١٠) قد فرض عليکم
      الصّلوة و الصّوم من اوّل البلوغ امراً
      من لدی اللّه ربّکم و ربّ آبائکم
      الاوّلين * من کان فی نفسه ضعف
      من المرض او الهرم عفا اللّه عنه
      فضلاً من عنده انّه لهو الغفور الکريم *
 
ص ١١
      قد اذن اللّه لکم السّجود علی کلّ شیء
      طاهر و رفعنا عنه حکم الحدّ فی الکتاب
      انّ اللّه يعلم و انتم لا تعلمون * من
      لم يجد المآء يذکر خمس مرّات بسم
      اللّه الاطهر الاطهر ثمّ يشرع فی العمل
      هذا ما حکم به مولی العالمين *
      و البلدان الّتی طالت فيها اللّيالی و الايّام
      فليصلّوا بالسّاعات و المشاخص الّتی
      منها تحدّدت الاوقات انّه لهو المبيّن
 
ص ١٢
      الحکيم * (١١) قد عفونا عنکم صلوة الايات
      اذا ظهرت اذکروا اللّه بالعظمة و الاقتدار
      انّه هو السّميع البصير * قولوا العظمة للّه
      ربّ ما يری و ما لا يری ربّ العالمين * (١٢)
      کتب عليکم الصّلوة فرادی قد رفع
      حکم الجماعة الّا فی صلوة الميّت انّه
      لهو الامر الحکيم * ( ١٣) قد عفا اللّه عن
      النّسآء حين ما يجدن الدّم الصّوم
      و الصّلوة و لهنّ ان يتوضّأن و يسبّحن
 
ص ١٣
      خمساً و تسعين مرّة من زوال
      الی زوال سبحان اللّه ذی الطّلعة
      و الجمال هذا ما قدّر فی الکتاب ان
      انتم من العالمين * ( ١٤) و لکم و لهنّ فی
      الاسفار اذا نزلتم و استرحتم المقام الامن
      مکان کلّ صلوة سجدة واحدة و اذکروا
      فيها سبحان اللّه ذی العظمة و الجلال
      والموهبة و الافضال و الّذی عجز يقول
      سبحان اللّه انّه يکفيه بالحقّ انّه لهو
 
ص ١٤
      الکافی الباقی الغفور الرّحيم * و بعد
      اتمام السّجود لکم و لهنّ ان تقعدوا علی
      هيکل التّوحيد و تقولوا ثمانی عشرة
      مرّة سبحان اللّه ذی الملک و الملکوت
      کذلک يبيّن اللّه سبل الحقّ و الهدی
      و انّها انتهت الی سبيل واحد و هو هذا
      الصّراط المستقيم * اشکروا اللّه بهذا
      الفضل العظيم * احمدوا اللّه بهذه
      الموهبة الّتی احاطت السّموات
 
ص ١٥
      و الارضين * اذکروا اللّه بهذه الرّحمة
      الّتی سبقت العالمين * ( ١٥) قل قد جعل
      اللّه مفتاح الکنز حبّی المکنون لو انتم
      تعرفون * لولا المفتاح لکان مکنوناً فی
      ازل الازال لو انتم توقنون * قل هذا
      لمطلع الوحی و مشرق الاشراق الّذی به
      اشرقت الافاق لو انتم تعلمون * انّ هذا
      لهو القضآء المثبت و به ثبت کلّ قضآء
      محتوم * ( ١٦) يا قلم الاعلی قل يا ملأ الانشآء

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر